یادی از سردار باصلابت دفاع مقدس «شهید ولی نوری» از خطه مرودشت فارس

 

شهید ولی نوری


دکتر رضا زارع

 

به قلم دکتر رضا زارع


در اولین روزهای آشنایی و دیدار، تصویری از چهره و قامت او به همراه صلابت و جذابیت، اقتدار و جدّیت اما بسیار دوست‌داشتنی در ذهنم نقش بست. از این رو تمایل زیادی پیدا کردم که یکی از نیروهای او شوم که اتفاق افتاد.

منطقه عین‌خوش (محمدیه) سال ۱۳۶۲: تیپ امام سجاد (ع) که متعلق به استان فارس بود تصمیم گرفت کادر گردان‌های خود را که از پاسداران تشکیل شده بود در قالب گردان‌های ثابت با فرماندهی مشخص، سازماندهی نماید. پاسدارانی که در حد فرمانده دسته و گروهان بودند آموزش‌های لازم را دیدند و در «مقر محمدیه» همه را جمع کردند. چند نفر از فرماندهان گردان ازجمله «ولی نوری» با فاصله ایستادند. مسئول طرح و برنامه لشکر به فرماندهان گروهان و دسته‌ها گفت: هرکس می‌خواهد با هرکدام از این فرماندهان کار کند پشت سر او قرار گیرد. صف بلندی پشت سر ولی نوری شکل گرفت. ایشان وقتی این صحنه را دید متواضعانه سر خود را به زیر انداخت. برای او سخت بود که نیروی کمتری دور دیگر فرماندهان گردان‌ها حلقه زده بودند. انتخاب «آقا ولی» به عنوان انتخاب اول، علاقمندی فراوان بچه‌های سپاه را به وی نشان می‌داد و این محبوبیت به‌لحاظ نفوذ معنوی او به‌وجود آمده بود. از همین زمان گردان حضرت زینب (س) با فرماندهی«ولی نوری» تشکیل شد و این گردان در عملیات‌های مختلف نقش‌آفرین گردید.

عملیات «والفجر ۴» سال ۱۳۶۲:  سه گردان از سوی لشکر ۱۹ فجر در غرب کشور مأموریت یافتند که تحت نظر لشکر نجف اشرف به فرماندهی شهید «احمد کاظمی» در منطقه «پنجوین» عراق وارد عملیات شوند. شهید «ولی نوری» به‌عنوان نماینده لشکر ۱۹ فجر مسئولیت این سه گردان را به‌عهده داشت و هنگام انجام عملیات یک نیروی آزاد بود وی می‌توانست در قرارگاه و مقر تاکتیکی عملیاتی حضور داشته باشد و نیاز نبود در عملیات شرکت کند. عملیات آغاز شد و گروهان ما بعد از نماز مغرب به قصد تصرف ارتفاعات «کنگرک» و «گرمک» مشرف بر «پنجوین» عراق به راه افتاد. پس ازطی نمودن مسیرهای سخت و دشوار به‌خصوص دره و رودخانه «شیلر» و گذشتن از موانع، و میدان مین و سنگرهای کمین دشمن، ساعت ۱۲ شب به پای ارتفاع بلند «گرمک» رسید. مهتاب شب، روشنایی‌بخش چهره‌های رزمندگان در آن تاریکی بود. من، نیروهای به ستون شده گروهان را برای گرفتن قله «گرمک» یک به یک راهنمایی می‌کردم. در میان بچه ها یک چهره بیش از دیگران به‌نظرم آشنا می آمد‌ و توجه‌ام به وی  بیشتر جلب شد. آری، او شهید «ولی نوری» بود که بسیار ساده و بدون اطلاع ما در میان رزمندگان همراه گروهان آمده بود. من که فرمانده تیپ خود را در آن وضع خاص دیدم و هنوز دهانم از تعجب باز مانده بود گفت: «زودباش بچه‌ها رو بالا بفرست تا دشمن متوجه نشده…» وقتی ارتفاع «گرمک» را تسخیر نمودیم و خوشحال از فتح قله بودیم و توجه‌مان از دیگر مسائل کم شد، تجربه او در امور نظامی به کمک ما آمد و گفت: «بروید سنگرهای عراقی رو پاکسازی کنید.» این راهنمایی به‌موقع او بسیار کارساز شد. حضور او در بینمان آرامش‌ و به‌نوعی اطمینان ایجاد کرده بود.

فرمانده تیپ فاطمه‌الزهرا (س) در خلیج فارس: صدام با کمک قدرت‌ها تلاش کرد به منظور گسترش جنگ و زدن منابع نفتی ما جنگ را به سمت خلیج فارس بکشاند. لشکر ۱۹ فجر مأموریت یافت تا یک تیپ را به خلیج فارس اعزام نمایند. تیپ فاطمه زهرا (س) تشکیل شد و شهید نوری به‌عنوان فرمانده آن برای انجام مأموریت در خلیج فارس تعیین گردید. انتخاب شهید نوری در این عرصه جدید جنگ یعنی دریا، بیانگر تجربه و جایگاه ایشان در اذهان فرماندهان لشکر بود. تیپ در بندرعباس استقرار یافت و مأموریت خود را در جزایر آغاز کرد. یک روز به رغم طوفانی بودن دریا با شهید استواری و چند نفر دیگر مأموریت یافتیم به قشم برویم. با قایق کوچک. دریا طوفانی بود و مأموریت، از حد زمان خود طولانی‌تر گشت زیرا دریا طوفانی شده بود و بنزین قایق در وسط دریا تمام شده بود. زمانی که به ساحل دریا در بندر عباس برگشتیم مشاهده کردیم شهید نوری نگران و مضطرب ساعت‌ها منتظر ما بوده است و با دیدن و سالم رسیدن ما خوشحالی خود را به‌طور بارزی نشان داد. توجه همیشگی او به رزمندگان و نگرانی برای آن‌ها از دغدغه‌های اصلی او بود.

ذکر این چند مورد، تنها نمونه‌های کوچکی از خصوصیات این مرد بزرگ بود. بی‌تردید، پیرامون شخصیت و ویژگی‌های «آقا ولی یا بابا ولی» بسیار جای سخن دارد که در این محدوده نمی‌گنجد اما هرگز نمی‌توان ویژگی‌هایی همچون، خوشرویی و متبسم بودن، ساده‌زیستی، عشق ورزیدن به اهل بیت (ع)، نظم و قاطعیت در کارها و شوخ‌طبعی در هنگام استراحت، شجاعت، عبادت‌های عارفانه در دل شب، تواضع و فروتنی در عین اقتدار، اطاعت‌پذیری و رعایت سلسله مراتب، یار واقعی امام (ره) و انقلاب و بسیار خصوصیات دیگر، را فراموش کرد.

گام آخر، دانشکده شهید باهنر سال ۱۳۸۹:  نحوه شهادت «شهید ولی نوری» در عملیات قدس ۳ و آگاهی یافتن او از شهادت خود و پوشیدن لباس خاکی بسیجی به‌رغم پوشیدن لباس سبز پاسداری در دیگر عملیات‌ها، و چگونگی دسترسی به پیکر مطهر او و تشییع آن در برخی از شهرهای استان فارس و قرار گرفتن او در یک فضای معنوی علمی، هرکدام درس‌های زیادی برای ما دارد. اما آنچه سبب گردید که «ولی نوری» در قلب تمام آشنایان  نفوذ کند ویژگی برجسته و شاخصه اصلی او یعنی «اخلاص» وی بود؛ او معتقد و عامل بر این اصل بود که: «کارها باید به نام خدا، برای خدا و در راه خدا» باشد تا اثربخش گردد. شهید «ولی نوری» نتوانست به جهت امرار معاش و کمک به پدر خویش ادامه تحصیل دهد اما پیکر مطهرش در محیط علمی قرار گرفت، این حکایت از آن دارد که به دانشجویان و طالبان علم بفهماند ای عزیزان، یک موقع این اطلاعات عمومی و تخصصی که شما در قالب «علم» آن را فرا می‌گیرید سبب نشود مغرور شوید و بدانید که با علم تنها نمی‌توان پرواز کرد بلکه برای صعود و طی کردن سیر الی الله نیاز به دو بال «علم و ایمان» است. به‌عبارت دیگر او می‌خواهد در یک معنای عمیق‌تر بگوید ای دانشجویان، تلاش و کوشش کنید تا با مجهز شدن به علم و ایمان و تزکیه نفس به «حکمت» دست یابید زیرا حکمت سرچشمه تمام علوم است که از سوی خدا به دل‌ها راه باز می‌کند و از این طریق می‌توان به جایگاه واقعی انسان که همان «خلیفه اللهی» است دست یافت.

این شهید عزیز گرچه نتوانست از تحصیلات کلاسیک برخوردار شود اما به این «حکمت» دست یافته بود. نشانه‌های آن صحنه‌های خطرناکی بود که در جبهه‌های جنگ اتفاق می‌افتاد، برخی اوقات ترس و دلهره دل ما را خالی می‌کرد اما وجود او به‌گونه‌ای به ما آرامش می‌بخشید و قوت قلبی بود که به‌طور محسوس انتقال آن را در وجود خود احساس می‌کردیم. این آرامش و اطمینان وی قطعاً برگرفته از یاد خدا بود که او را آرام می‌کرد و به ما انتقال می‌داد. زیرا او نشانه‌ای از آیات الهی بود.

بیایید با الگو قرار دادن شهید «ولی نوری» و دیگر شهیدانی که در منطقه سرسبز و حاصل‌خیز مرودشت در سطوح مختلف اعم از دانش‌آموز، دانشجو، معلم، کارگر و دیگر اقشار مختلف مردم از دوران دفاع مقدس به یادگار مانده است با تغییر سبک زندگیمان و معرفی آن‌ها به جامعه، به‌خصوص نسل جوان در ترویج فرهنگ دینی و انقلابی و ارزش‌های دفاع مقدس در مقابله با جنگ فرهنگی دشمن به‌عنوان الگوی جایگزین در تمامی عرصه‌های زندگی به‌ویژه عرصه اقتصاد، سیاست و مدیریت تلاش نمائیم. انشاءالله.

 

 

 

برچسب ها

مطالب مربوطه...

یک دیدگاه