طبیعت زیبای فاروق

کوچه باغهای فاروق

«…از آن خاک گفتم من این داستان

که نام و نشان دارد از باستان

برفتیم در مجلسی باشکوه

بکردیم از هر دری گفت و گو

که یک مرد خندان لب و خوش زبان

به مجلس درآمد چو سرو روان

بسی خوش سخن بود و بس کاردان

سفرکرده بودی به دور جهان

دهان را به تعریف شیرین گشود

چنین خوشزبانی به دوران نبود

بگفتا بسی گشته‌ام در جهان

ندیدم چو فاروق و فاروقیان…»

برچسب ها

مطالب مربوطه...

2 دیدگاه

جست‌و‌جو بر اساس موضوع